آمدم در وصف دلبر مصرعی پیدا کنم

فکر گفتا عاجزم من در توانم نیست نیست

دل به تنگ آمد تپید و سرخوش و شوریده گفت

می توان حتی نباشد با خیالش زیست زیست

( داود رزاقی راد )


برچسب‌ها: اشعار
♥ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت 8:37 توسط باران