آینه است آب

در بازتابِ چهره، نگاهش که می‌کنی

در انعکاس شکلِ تو، آن‌سان که تو، که تو.

و کارِ خاصّ آینه، احضارِ چهره‌هاست

در متن سرد خویش

بی‌هیچ بیش‌ و کم

آن‌ گونه‌ای که من.

ای آنکه می‌رسی به قراری که داشتیم

در آن مجالِ تنگ

کاشا تو آب باشی و کاشا من آینه

در رو به‌ روی من

در رو به‌ روی هم.

( منصور اوجی )


برچسب‌ها: اشعار
♥ چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴ ساعت 15:2 توسط باران