بزن باران ببار از چشم من بزن باران بزن باران بزن

بزن باران که شاید گریه ام پنهان بماند

بزن‌ باران که من هم ابری ام

بزن باران پر از بی صبری ام

بزن باران که این دیوانه سرگردان بماند

بهانه ای بده به ابر کوچک نگاه من

در اوج گریه ها فقط تو می شوی پناه من

به داد من برس

هوا هوای خاطرات اوست

دلم گرفته است به این دلِ شکسته جان بده

تو راه خانه را به پای خسته ام نشان بده

به داد من برس

هوا هوای خاطرات اوست

بزن باران ببار از چشم من بزن باران بزن باران بزن

بزن باران نوازش از تو باشد گریه از من

بزن‌ باران که چتر بسته یعنی دل سپردن

( علی صفری )


برچسب‌ها: اشعار
♥ سه شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ ساعت 9:14 توسط باران

وقتی لباسش بوی عطر دیگری دارد

باید بفهمم عشق هم آخر سری دارد

( علی صفری )


برچسب‌ها: اشعار
♥ یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴ ساعت 8:8 توسط باران

بی تو باران بزند خیس ترین رهگذرم

( علی صفری)


برچسب‌ها: اشعار
♥ شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴ ساعت 0:21 توسط باران