هر شب،
لب برکه را می بوسد
بید مجنونی که عاشقِ ماه شده است

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت 0:20 توسط باران

ساعت، زمان را نشان می دهد و

زمان، انسان را

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵ ساعت 0:9 توسط باران

شهر از بالا قشنگه, ادما از دور ...

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:41 توسط باران

هر آنچه مرا به درد آورد، مرا ساخت

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:25 توسط باران

بر لب پنجره ام یاد تو را می بویم

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ ساعت 1:12 توسط باران

عاشقی گفت که من پنجره را می بندم
پشت این پنجره کمتر بنشین فرزندم

او نمی آید و این تجربه را دارم من
پشت این پنجره من “هم” نفسی گم کردم

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ ساعت 1:9 توسط باران


از خود، عالمی بخواه

و از عالم، هیچ مخواه

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ساعت 0:11 توسط باران

از تندبادی که رفت،

مویِ آشفته‌ای مانده است و

دلِ پریشانی

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ ساعت 11:2 توسط باران

دلم برای آواز گنجشک ها لک زده است

گنجشک هایی که هر روز از پشت شیشه مرا را صدا می زدند،

مدتهاست سکوت کرده اند.

هوا که سرد می شود

گنجشک ها آوازشان را فراموش می کنند

آری زمستان فصل سکوت گنجشک هاست

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ ساعت 10:6 توسط باران

هر شب از

کوچه ی خاطر من می گذری

و من از پنجر ی منظره ات

بوسه و باران و غزل

می چینم

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ جمعه ۵ دی ۱۴۰۴ ساعت 23:20 توسط باران

ترجیح می دهم به ذوقِ خویش دیوانه باشم,

تا به میلِ دیگران عاقل

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴ ساعت 18:0 توسط باران

بلوغ

یعنی اینکه یاد بگیری از آدم‌ها و موقعیت‌هایی که

آرامش ذهنی،

عزت‌نفس،

ارزش‌ها،

اخلاقیات

و خود ارزشمندی‌ تو رو تهدید می‌کنن

دل بکنی

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴ ساعت 17:56 توسط باران

صبح صادق نَدَمَد

تا شبِ یلدا نرود

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴ ساعت 2:0 توسط باران

درد، اجتناب ناپذیره

رنج، اختیاریه

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ساعت 10:16 توسط باران

خنده هایم دید و گفتا فارغی گویا ز غم

گفتمش، ما درد را با خنده کتمان می کنیم

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت 8:39 توسط باران

خودت را بشناس

دیگران را، زمانه برایت معرفی می کند

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ یکشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۴ ساعت 14:47 توسط باران

SLOW DANCE
رقص آرام


Have you ever watched kids

آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید

On a merry-go-round?
در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟

Or listened to the rain slapping on the ground?

و یا به صدای باران گوش فرا داده اید،

آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟

Ever followed a butterfly's erratic flight?

تا بحال بدنبال پروانه ای دویده اید،

آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز می کند؟

Or gazed at the sun into the fading night?

یا به خورشید رنگ پریده خیره گشته اید، آن زمان که در مغرب فرو می رود؟

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
ادامه مطلب
♥ سه شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ ساعت 9:49 توسط باران

حس سرد خیس شدن

صدای برخورد آب و برگ

پایان سکوت آسمان

شادی همه و بی قراری ابرهای سیاه

باران، ترنم صدای خدا در گوش کوچه ی ما ...

یاد دارم در شبی دل آسمان پر از تنهایی بود

بغض آسمان به یکباره شکست

من در راه بودم , در خیال خوش خود

در هوای نازک بارانی ...

زیر لب می گفتم, که چه زیباست امشب

که چه زیباست باران

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ سه شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ ساعت 1:5 توسط باران

آن خدایی که به قلبم غم داد

خود او باران داد

زندگی با عطش ثانیه ها میگذرد

میشود ثانیه را جریان داد

من خدا را دارم

آن خدایی که به هنگام غمم میگرید

و به هنگام خوشی های دلم میخندد

شعر من باز پر از صحبت بی قافیه گی ست

من خدا را دارم

اوست هر قافیه و وزن و صدا

اوست جاری به دل ثانیه ها

همه بارانها، همه جریانها،

همه تاب و تب دل،تپش ثانیه ها

پر از صحبت اوست

با دلم میخوانم: من خدا را دارم

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴ ساعت 21:21 توسط باران

چه تنهاست

باران

در ازدحام چتر ها

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴ ساعت 0:49 توسط باران

چتری نیست

برای چترهای خیس

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴ ساعت 23:41 توسط باران

قلب های زیبا شکسته میشن

دقیقا همونطور که گل های زیبا چیده میشن

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴ ساعت 8:10 توسط باران

یادها رفتند و ما هم می رویم از یاد ...

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴ ساعت 9:41 توسط باران

شکست، نقطه مقابل موفقیت نیست

بلکه بخشی از آن است.

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ ساعت 10:41 توسط باران

شب‌ های بلند پاییز

پرده‌ ای از نقره بر افق می‌ کشند

و با نسیم ملایم خود

قصه‌ های عاشقانه‌ ای از گذشته‌ های دور را

در دل شب زمزمه می‌ کنند

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ شنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۴ ساعت 0:13 توسط باران

بانو

پاییز که شد، دست های خسته ات را در جیبت پنهان کن

و به دور از باید ها و آمدن ها، نبودن ها و رفتن ها

فارغ از تمام لحظه های بی شائبه ی روزگار غریبت

برای خودت خاطره ای بساز

بانو

پاییز که شد، اولین باران پاییزی که روی موهای ابریشمی ات بارید

و خش خش برگ های خسته ی پاییزی را زیر پاهایت لمس کردی

خودت را بغل کن و به زیر آسمان ابری ات ببر

این پاییز را برای خودت

خاطره ای انفرادی بساز

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۴ ساعت 8:16 توسط باران

شناخت تاریکی خود،

بهترین روش برای کنار آمدن با تاریکی‌های دیگران است

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ سه شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴ ساعت 8:59 توسط باران

فکر کردن دشوار است،

به همین خاطر است که بیشتر مردم قضاوت می‌کنند.

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت 9:54 توسط باران

کسی که به بیرون نگاه می‌کند، رویاپردازی می‌کند

کسی که به درون نگاه می‌کند، بیدار می‌شود.

(؟)


برچسب‌ها: متن ها
♥ یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت 9:48 توسط باران

پاییز ایستاده

به اقامه عشق،

صفوف را مرتب کنید

(؟)


برچسب‌ها: اشعار
♥ یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت 0:0 توسط باران