در سرزمینی پر بلا،
" گلی گم کرده و می جوید او را " ...
و
جاری بر لبش هر دم،
حسین جانم، حسین جانم، حسین جان ...
.
خدایا بر سر قلبش چه آمد با،
" غریبی و اسیری و غم یار" ...
برچسبها: اشعار
♥ پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ ساعت 23:22 توسط باران
در سرزمینی پر بلا،
" گلی گم کرده و می جوید او را " ...
و
جاری بر لبش هر دم،
حسین جانم، حسین جانم، حسین جان ...
.
خدایا بر سر قلبش چه آمد با،
" غریبی و اسیری و غم یار" ...