دلبر که در طَرف چمن، خوابیده یک لا پیرهن
ترسم که بویِ نسترن از خواب بیدارش کند
از نکهت گل دوختم، پیرهنی بهر تنش
از بس لطیف است آن بدن، ترسم که آزارش کند
ای ماهتاب آهسته رو، اندر حریم یار من
ترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند
(خواجه ملا علی ترابی جهرمی)
*
...
*
این سروده بدین شکل نیز مشاهده گردیده:
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند
پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من
ترسم صدای پرپرت از خواب بیدارش کند
پیراهنی از برگ گل بهر نگارم دوختم
بس که لطیف است آن بدن ترسم که آزارش کند
ای آفتاب آهسته نِه پا درحریم یار من
ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند
برچسبها: اشعار
♥ شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:58 توسط باران
